اولین دانشمند شهید هسته ای
حدود 8 سال پیش در چنین روزهایی خبر ترور و شهادت چهره محبوب محققان و دانشگاهیان در فضای شهر و دیار پیچید استاد مجید شهریاری، دانشمند هستهای هدف جوخه ترور واقع شده بود.
وقتی اسناد و تصاویر مربوط به تحقیقات و طرح های این فیزیکدان منتشر شد، محافل علمی تحت تاثیر آثار و یافته های او قرار گرفتند.
شهید مجید شهریاری از خطه زنجان برخاسته بود و همسر گرامی اش نیز از اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی است. او دوره کارشناسی را در رشته مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی امیر کبیر (از سال 1363 تا سال 1368)، دوره کارشناسی ارشد را در رشته مهندسی هستهای در دانشگاه صنعتی شریف (از سال 1369 تا سال 1371) و دوره دکترا را در رشته مهندسی هستهای در دانشگاه امیرکبیر (از سال 1372 تا 1377 ) گذارنده بود .
او پس از استعفاء از دانشگاه امیرکبیر به خاطر نبود بستر مناسب برای همکاری وی در سال ۱۳۸۰ به دانشگاه شهید بهشتی پیوست و در سال ۸۵ با راهاندازی دانشکده مهندسی هستهای دانشگاه شهید بهشتی به عضویت هیئت علمی آن درآمد.
برگزاری دورههایی چون «کارگاه آموزشی آشنایی با کدهای محاسباتی رآکتورهای هستهای» از جمله سوابق مجید شهریاری بودهاست. یکی از طرحهای مهم مجید شهریاری، طراحیهای تئوریک مربوط به ساخت نسل جدید رآکتورهای هستهای است که بازتاب زیادی نیز در مراکز علمی جهان داشت.
در کارنامه علمی این فیزیکدان شهید، نکاتی جلب توجه می کند: چاپ 10 مقاله علمی پژوهشی در مجلات علمی بین المللی، ارائه سخنرانی در 21 کنفرانس بین المللی، راهنمایی و مشاوره 20 دانشجوی کارشناسی ارشد و راهنمایی 3 دانشجوی دکترا و بالاخره اجرای 5 طرح پژوهشی با امتیازی بالا.
در صبح حادثه، شهید مجید شهریاری به اتفاق راننده و همسر خود در مسیر بزرگراه ارتش بودند که هدف حمله یک موتور سیکلت قرار می گیرند. تروریست مذکور ابتدا بمب را به خودرو شهید متصل میکند که در همین حین همسر و راننده از ماشین پیاده میشوند اما شهید شهریاری به خاطر کمربند ایمنی نمیتواند در زمان کم از ماشین خارج شود. و این گونه قربانی نقشه شوم محافل صهیونیستی قرار می گیرد.
مرد شماره 2 فدائیان اسلام
شهید سید عبدالحسین واحدی نفر دوم فدائیان اسلام پس از شهید نواب صفوی بود که با وجود جوانی، از فراست بالایی در مبارزه با رژیم پهلوی نشان داد. او بعد از شهید نواب، تفکر مبارزاتی نیروهای جوان ضد رژیم را تئوریزه می کرد، شهید واحدی از خطه سنقر استان کرمانشاه برخاسته بود. علوم مقدماتی را نزد پدرش آموخت و سپس برای تکمیل تحصیلات، ابتدا به قم و سپس به نجف عزیمت کرد و در آن جا با نواب صفوی آشنا شد.
وقتی نواب تصمیم گرفت به ایران برگردد، شهید واحدی نیز همراه او شد و ادامه درس خود را در قم پیگیری کرد. او با صراحتی شگفت، جنایات رژیم شاه را افشا می کرد و وظایف مردم را یادآور می شد.
شهید واحدی در جستجوی راهی برای ضربه علنی به رژیم پهلوی بود که این موقیعت در سفر شاه فراهم شد . محمدرضا پهلوی که از سفر آمریکا برگشت، تصمیم گرفت جنازه پدرش را که مظهر ضدیت با اسلام و دین بود، به قم ببرد و پس از طواف در حرم مطهر حضرت معصومه (س)، علما و مراجع را وادار کند تا بر جنازه او نماز بخوانند و با این عمل، در پی کسب وجاهت برای پدر خود بود.
شهید واحدی فرصت را مغتنم شمرد و مبارزه علنی علیه رژیم را آغاز کرد. او با سخنرانی ها و افشاگری هایش کاری کرد که روحانیون و طلاب در این مراسم شرکت نکردند و کسی هم بر جنازه رضا شاه نماز نخواند.
در مرحله دیگر بعد از اعدام انقلابی عبدالحسین هژیر، وزیر وقت دربار توسط شهید سید حسین امامی در 13 آبان 1328، مبارزات آیت ا... کاشانی و جبهه ملی علیه شرکت نفت انگلیس به اوج خود رسید و شهید واحدی از قم به تهران آمد و در کنار شهید نواب صفوی و سایر فدائیان اسلام، به مبارزه پرداخت.
روز یازدهم اسفند ماه 1329، فدائیان اسلام گردهمایی سرنوشت ساز خود را اعلام و از مردم، ارتش، ژاندارمری و شهربانی برای شرکت در این گردهمایی دعوت کردند. در این همایش مهم شهید عبدالحسین واحدی، در جلوی مسجد شاه، بیش از دو ساعت سخنرانی کرد و جنایت ها و خیانت های خاندان پهلوی را در ظرف سی سال حکومتشان برشمرد و دولت های انگلستان، شوروی و آمریکا را به خاطر مداخله در امور داخلی ایران محکوم کرد. از سخنان معروف او این بود که فریاد زد: «نفت ایران متعلق به ملت ایران است و هیچ بیگانه ای حق تصرف در آن را ندارد. نمایندگان مجلس شورای ملی، مسند نمایندگی را غصب کرده اند و نماینده حقیقی مردم ایران نیستند، دولت رزم آرا غاصب و فرمایشی است».
اما اوج سخنرانی واحدی در بخش پایانی بود که با شهامت تمام اعلام کرد که اگر رزم آرا تا سه روز دیگر استعفا ندهد، فدائیان اسلام، او را از صحنه روزگار محو خواهند کرد. پس از ترور ناموفق حسین علاء نخست وزیر وقت توسط شهید ذوالقدر، شهید واحدی که برای تکمیل مأموریت ذوالقدر به اهواز رفته بود، دستگیر و به تهران روانه شد.
گفته می شود شهید واحدی را به پیش مأمور ساواک شاه، تیمور بختیار، بردند که در این دیدار و در خلال بحث، بختیار دشنام رکیکی به واحدی داد که در مقابل این توهین، واحدی به او گفت: مادر من حضرت زهراست و صندلی را به سمت بختیار پرتاب کرد. بختیار نیز با کلت کمری که متعلق به سپهبد آزموده بود واحدی را به شهادت رساند.
سردار پرآوازه خطه همدان
سردار شهید علی چیت سازیان از زمره فرماندهان پرآوازه دوران دفاع مقدس است. چهره ای که از دیار همدان سربرآورد. در توصیف او بستگان و دوستانش گفته اند جرأت، تیزهوشی و توانایی جسمی و علاقه زیادش به ورزش های رزمی زبانزد بود.
با فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل ارتش بیست میلیونی از طریق هنرستان وارد بسیج شد و در پادگان آموزشی قدس همدان، آموزش های نظامی را گذراند. ذکاوت او در کسب فنون نظامی به قدری بود که در مدت کوتاهی به عنوان فرمانده نیروهای آموزشی انتخاب شد. بعد از آن او فرمانده مرکز آموزش نظامی شد. صدها نفر پای تعلیم نظامی او نشسته اند.
با شروع جنگ تحمیلی و تجاوز دشمن بعثی، او مسئولیت آموزش جنگ های کوهستانی در انصار الحسین (ع) را عهده دار شد. یکی از شاهکارهای شهید این بود که در عملیات مسلم بن عقیل با اینکه بیش از۱۷ سال سن نداشت، ۱۴۰ نفر از نیروهای بعثی را که به اسارت رزمندگان اسلام در آمده بودند، از داخل خاک عراق به پشت جبهه انتقال داد.
علی چیت سازان با تشکیل لشکر انصار الحسین (ع) به عنوان فرمانده اطلاعات و عملیات این یگان برگزیده شد و در بیشتر عملیات هایی که از سوی رزمندگان اسلام برای مقابله با متجاوزان صورت می گرفت شرکت کرد. او 6 بار مجروح شد، اما هر بار با جدیتی بیشتر و عزمی راسخ تر به جبهه بر می گشت.
علی چیت سازیان در عملیات کربلای ۴ و ۵ نیز به عنوان فرمانده محور عملیاتی لشکر انصارالحسین (ع) به مبارزه با دشمنان خدا پرداخت و رشادت هایی از خود به یادگار گذاشت.
هنوز جای جای خاک شلمچه، حماسهها و رشادت های او را در دل خویش به یادگار دارد، حماسه هایی که تا همیشه ی تاریخ فراموش نخواهد شد.